تبليغاتX
ملودی باران
سلام دوستان

اولین جشنواره استانی تئاتر ماه زیر نظر حوزه هنری یزد برگزار شد. مراسم اختتامیه این جشنواره ۲۹ بهمن در سالن سینما دانش اموز برگزار شد.

هیئت داوران جایزه بهترین بروشور و آفیش را به مهرداد جباری از نمایش آرامش در حضور دیگران اهدا نمود.

جایزه بهترین کارگردانی را مشترکا به آقایان علی جاور با نمایش کبوتری ناگهان و آقای محمدرضا زبر جدی با نمایش پیمانی شکسته اهدا نمود.

جایزه دوم کارگردانی به آقای سید مجتبی حسینی با نمایش شربت آلبالو و جایزه سوم کارگردانی به احمد ندافی با نمایش برگ درخت بائو رسید.

جایزه بهترین بازیگر زن به مریم هاشمی از نمایش کبوتری ناگهان رسید.

جایزه دوم بازیگری زن مشترکا به فاجده دین پرست و محبوبه دهقان بنادکوک  هر دو از نمایش کبوتری ناگهان رسیدوجایزه سوم بازیگری زن مشترکا نصیب فاطمه دهقان از نمایش آرامش در حضور دیگران و شقایق عطاران از نمایش شربت آلبالو شد.

هیئت داوران از بازی زیبا و روان سرکار خانم صدیقه مطلق از نمایش کبوتری ناگهان  تقدیر به عمل اورد.

جایزه بهترین بازیگر مرد نصیب محمد رضا زبر جدی به خاطر بازی در نمایش پیمانی شکسته  شد.

جایزه دوم بازیگری مشترکا به  هادی آقا بزرگی و احسان کریم پور به خاطر بازی در نمایش برگ درخت بائو رسید.

جایزه سوم بازیگری مرد نیز مشترکا به کامران فرزالی از نمایش آرامش در حضور دیگران و احمد قزوینی از نمایش خشم و هیاهو رسید.

هیئت داوران از دو بازیگر پیشکسوت و با تجربه استان آقایان محمد جباری و مرتضی نسیم سبحان به خاطر بازی در نمایش شربت آلبالو تقدیر به عمل آورد.

از نکات جالب توجه در این جشنواره این بود که جایزه بهترین انتخاب وطراح  موسیقی هیئت داوران جایزه این بخش را به مجتبی حسینی که از موسیقی هیچ اطلاعی ندارد اهدا نمود.

جایزه بهترین طراح صحنه نیز به روح ا... سلیمی از نمایش کبوتری ناگهان رسید.

+ نوشته شده توسط مهدی حایری(کیا) در سه شنبه سی ام بهمن 1386 و ساعت 6:57 بعد از ظهر |
عجب دارد این اوقات...

ره ورسم روزگار

که دوست داشتن من

یا نداشتن تو

برای هیچکس مهم نیست...

 

مهم نیست

باشد

حرفی نداریم

بی خیال

                                 خوب...

 

+ نوشته شده توسط مهدی حایری(کیا) در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 12:43 بعد از ظهر |
سلام دوستان

امروز می خوام شعری رو واستون بنویسم که دست خالی نیومده باشم.

این شعر هم از سروده های خودم هست...

 

ای تو هم قبیله من ای تو نازنین ترانه

واسه زندگانی من تویی بهترین بهانه

ای وجود تو همیشه فرصت دوباره بودن

ای صدای تو نوای شعر عاشقونه خوندن

بودن تو واسه من همیشه یه تکیه گاهه

تو نباشی قسمت من از وجود تو یه آهه

ای همیشه مهربونم با تو من عاشقترینم

بی تو داغون و پریشون با تو سرزنده ترینم

ای خدای دوم من ای تمام سر نوشتم  

قصه عشقمو با تو تو کتاب عشق نوشتم

 

خوب...

فعلا یا علی

 

+ نوشته شده توسط مهدی حایری(کیا) در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 12:39 بعد از ظهر |
سلام دوستان

از دیروز تمرین گروه موسیقی پیوند (چکاوک) برای کنسرتی که قراره نوروز و یا شاید ۲ روز از دهه فجر اجرا بشه شروع شد.

فعلا ۸ تا آهنگ آماده کردیم که ۲تا از این آهنگها به لهجه یزدی هستش .

آهنگسازی و تنظیم این آهنگها رو جناب آقای سعید فلاح زاده به عهده دارن.

سرپرستی گروه هم که علی عمانی هستش.

حامد پارسیان  حامد سلطانیان  هادی سلطانیان   مسعود سراسیلی  دیگر نوازنده های گروه هستند.

خواننده این آهنگها  مهدی حایری کیا  می باشد...

 دوستان عزیز از اینجا همتون رو به کنسرت بزرگ پیوند در عید نوروز ۸۷  شهر یزد دعوت میکنم.

 ایشاا... آدرس دقیق محل برگزاری رو براتون می نویسم.

محتاج دعای خیرتون هستیم.    یا علی

+ نوشته شده توسط مهدی حایری(کیا) در یکشنبه هفتم بهمن 1386 و ساعت 12:13 بعد از ظهر |
دیوونه حسینم و ویرونه حسینم

خراب و مست گوشه میخونه حسینم

 

منم یه روز عاقل بودم   عشق تو مجنونم کرد

زشهر عقل و عاقلا  یه باره بیرونم کرد

سلام دوستان

امیدوارم عزاداری هاتون تو ماه محرم قبول باشه.

منو از دعای خیرتون محروم نکنید....

التماس دعا

+ نوشته شده توسط مهدی حایری(کیا) در دوشنبه یکم بهمن 1386 و ساعت 6:25 بعد از ظهر |
سلام

دوستان جدیدا آهنگی رو مجید رضا زاده ساخته که خوانندگی این آهنگ رو دوست صمیمی من آقای صادق منتظری به عهده داره. کلیپ این آهنگ رو  علی نوابی کارگردانی کردو تصویر برداری این کار به عهده ابراهیم فرمانی بود.

ویولون این آهنگ رو خودم(مهدی حایری کیا) نواختم.

شعر این آهنگ رو بعدا مینویسم واستون.

فعلا یه شعری دیگه می نویسم که دست خالی نیومده باشم.

این شعر خودمه:

پشت سر هزار هزار پل شکسته

روبروم یه دنیا آرزو نشسته

پشت سر یه عالمه حرف نگفته

روبرو منم و این پاهای خسته

با توام آهای مسافر غریبه

تو که عشقت واسه عاشقی فریبه

با توام با تو که گفتی بر میگردی

آخه بر نگشتی و دلم به انتظار نشسته     

 منم و این پاهای خسته...

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی حایری(کیا) در پنجشنبه ششم دی 1386 و ساعت 4:25 بعد از ظهر |
سلام

میخوام یکی دیگه از شعرامو واستون بنویسم... این شعرو خودم خیلی دوست دارم.

 

تقدیم به همونی که ....

 

 

شب بخیر ای نازنین نیاز من

این منم یه عاشق شکسته تن

 

وقت تنهایی من سر اومده

شب بخیر سجاده نماز من

 

تو منو گذاشتی توی نیمه راه

رفتی و شدم برات یه چشم براه

 

جای خالیت توی قلبم میمونه

با یه بغض و حسرت یه نیم نگاه

 

غروبا همیشه پشت پنجره

میخونم با بغض تلخ حنجره

 

میخونم ترانه جدایی رو

میخونم تا غم زپیش من نره

 

اشک من جاری میشه رو گونه ها

دل من پر میشه از بهونه ها

 

تو با دیگری شدی رفیق و یار

منم و یه دشت پر از گلایه ها

 

شب بخیر برو به جاده های دور

تو برو با کهکشونی از غرور

 

شب بخیر ای آخرین امید من

شب بخیر ای آخرین سنگ صبور

 

+ نوشته شده توسط مهدی حایری(کیا) در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 10:33 بعد از ظهر |

 

 

+ نوشته شده توسط مهدی حایری(کیا) در دوشنبه سوم دی 1386 و ساعت 0:14 قبل از ظهر |
سلام

دوستان عزیز امشب اومدم واستون یه شعر با حال بنویسم. شاید مرحمی باشه واسه دل شکسته ای...

یه دنیا عاشقم وقتی که با یاد تو می خونم

تو این زندون تنهایی برات کلی پریشونم

یه روز رفتی از این خونم یه روز گفتی نمی مونم

یه روز قهر و یه روز آشتی یه روز گفتی پشیمونم

به هر ساز تو رقصیدم ولی چیزی نپرسیدم

از اینکه بی خبر بازم بری از خونه ترسیدم

شدی چند روی مهمونم ولم کردی و داغونم

فریبم دادی انگاری گمون کردی نمی دونم

ولی من خاک پات هستم هنوزم چشم برات هستم

ندیدی آخه محتاجم هلاک یک نگات هستم

گذشته کار از این حرفا خدایا کاری کن با ما

بذار عاشق بشه خونم یه عاشق مثل اون روزا

+ نوشته شده توسط مهدی حایری(کیا) در یکشنبه دوم دی 1386 و ساعت 10:53 بعد از ظهر |
  سلام

امشب دلم گرفته بود اومدم یه شعری رو واستون بنویسم . نکنه یه خورده دلم وا بشه...

 

گفتی از یاد تو میرم ... نه عزیزم مگه میشه

به جا چشمام قلبم اما پیش توست تا همیشه  

فاصله بین منو تو تا کجا دنباله داره

قسمت این بود که جدا بمونیم از هم تا همیشه

روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست

من کنار تو و تو مال منی تا همیشه

نمی دونم که کجا و با که هستی؟ نمی خوامم که بدونم

با تو من خونه ای ساختم توی قلبم تا همیشه

مگه تو نخواستی قول منو تو بمونه پا برجا

من که موندم ولی از تو خبری پیدا نمیشه

یه روزی یه وقت یه جایی چشم من میفته تو چشمای تو

اما این همون خیاله که با من هست تا همیشه

نمی خوام که نا امیدی بشینه تو قلب خستم

چی دیدی خدا رو شاید بشی مال من همیشه

روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست

من کنار تو و تو مال منی تا همیشه         

+ نوشته شده توسط مهدی حایری(کیا) در شنبه یکم دی 1386 و ساعت 10:14 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM